❁ ❁ ❁ هفته بیست و دوم❁ ❁ ❁
سلام هستی مامان...
به لطف خدای مهربون یه هفته دیگه رو به سلامتی پشت سر گذاشتی و وارد هفته بیست و دوم شدی.الان دیگه همه اتفاقاتی که در اطرافت
میگذره رو متوجه میشی.

حالا با حسی متفاوت صبحها که بیدار میشم به تو سلام میگم و راجع به احساسم با تو حرف میزنم. وقتی درون من جا به جا میشی، وقتی
تکان خوردنهاتو حس میکنم و قربان صدقهات میرم و میگم دوستت
دارم تو میشنوی و با یه تکانی دیگه جوابم رو میدی.
من و بابایی حرفها برات داریم. میخوایم بگیم چه قدر منتظر اومدنت هستیم. راستش رو بخوای از وقتی متوجه شدم، تو صدای ما رو
میشنوی، حتی در انتخاب موسیقی که گوش میدم و یا مکانی که
میرم و صداهای خاصی داره، حساس شدم و میدونم که تنها نیستم و
گوشهای کوچولوی تو هم میشنونه..
همین میخوام بارها و بارها بگم که دوستت دارم. تو با این تکان
خوردنهات رنگی دیگر به دنیای تاریک من دادی. ای کاش میتونستم هر
چه زودتر بتونم چهره زیبات رو ببینم.![]()
ای خدای بزرگ توی این دنیای به این بزرگی فقط ازت میخوام بچه مون
صحیح و سالم به آغوش من و پدرش بیاد.![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


❁ ❁ ❁ هفته بیست و دوم❁ ❁ ❁ 




